و زيباترين حرف ، حرفي ست كه هنوز براي تو نگفته ام.

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دلهایی که

آنها را راه ندادند...

تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست وعهدهایی که

کسی آنها را نبست...

چه رسم جالبی است،

محبتت را میگذارند پای احتیاجت،

صداقتت را میگذارند پای سادگیت،

سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،

نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،

 و وفاداریت را پای بی کسیت،

و آنقدر تکرار میکنند که تو

باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج...

    

ادامه مطلب

  • نیا باران
  • یادمان باشد ...
  • و اما تو ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 15:22  توسط فرخ | 
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 11:30  توسط فرخ | 

شعرهایم را میخوانی…

و می گویی روان پریش شده ام !

پیچیده است … قبول!

اما من فقط چشمهای تو را مینویسم !

تو ساده تر نگاه کن…..

 

به یاد چشم های زیبا و غمگینت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 13:48  توسط فرخ | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 11:38  توسط فرخ | 

دلم گرفته ايدوست هوای گريه با من

گر از قفس گريزم كجا روم ، كجا من؟

كجا روم كه راهی به گلشنی ندانم

كه ديده بر گشودم به كنج تنگنا من

نه بسته ام به كس دل، نه بسته كس به من دل

چو تخته پاره بر موج ، رها،رها،رها من

ز من هر آنكه او دور ، چو دل به سينه نزديك

به من هر آنكه نزديك ، از او جدا ، جدا من

نه چشم دل به سوئی ، نه باده در سبوئی

كه تر كنم گلوئی به ياد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه كاهد؟

كه گويدم به پاسخ ؟ كه زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست ، هوای گريه با من

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 11:52  توسط فرخ | 
دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت

ای دختر بهار حسد می برم به تو

عطر و گل و ترانه و سرمستی ترا

با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو

 

 بر شاخ نوجوان درختی شكوفه ای

با ناز می گشود دو چشمان بسته را

می شست كاكلی به لب آب نقره فام

آن بال های نازك زيبای خسته را

 

 خورشيد خنده كرد و ز امواج خنده اش

بر چهر روز روشنی دلكشی دويد

موجی سبك خزيد و نسيمی به گوش او

رازی سرود و موج بنرمی از او رميد

 

 خنديد باغبان كه سرانجام شد بهار

ديگر شكوفه كرده درختی كه كاشتم

دختر شنيد و گفت چه حاصل از اين بهار

ای بس بهارها كه بهاری نداشتم

 

 خورشيد تشنه كام در آنسوی آسمان

گوئی ميان مجمری از خون نشسته بود

می رفت روز و خيره در انديشه ئی غريب

دختر كنار پنجره محزون نشسته بود

( فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 13:7  توسط فرخ | 

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ...

چشمانم بس که باریده

دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...

آخ که چقدر تنهایم ...

دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده

خرد شده

و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته شده

رو به روی آینه نشسته ام

آیا این منم ؟ شکسته .... پیر ... تنها...

 تو با من چه کردی ؟

شاید این آخرین زمزمه های دلتنگی ام باشد

و دیگر هیچ نخواهم گفت ....

اما منتظرم ...

انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی دوباره ای است ...

پس برگرد ... برگرد

برای همیشه برگرد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 11:28  توسط فرخ | 

لحظه ها را می گذراندیم

تا به خوشبختی برسیم

غافل از اینکه

خوشبختی در آن لحظه ها بود

که گذراندیم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1391ساعت 11:15  توسط فرخ | 

من كيم ؟ آن شكسته ، رفته ز ياد

تك درختی كه برگ و بارش نيست

پای در گل ، اسير طوفانها

آن خزانی که نوبهارش نیست


ورقی پاره از كتاب زمان

قصه ای ناتمام و تلخ آغاز

اشگ سردی چكيده بر سر خاك

نغمه هايی شكسته دردل ساز

 

 تو كه بودی ؟ همه بهار ، بهار

در نگاهت شراب هستی سوز

از كجا آمدی ؟ كه چشم تو شد

در شب قلب من ، طليعه ی روز

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 10:58  توسط فرخ | 

ای من!

چه غمگنانه می گریی

که یاد انگیز نرم ریز باران

بر غریب ترین گذرگاه کوهساران است

در آسمانه ی چشمت

تلالو اشک ها

در آمیزش با سرخی پلک های برآماسیده

رنگین کمانی است

که در گاهواره ی آن

دل را به تسلا نشانده ای...

بی"یاران"اما

ابرهای سینه ات نخواهد گشود

ای من!

بگری!

بی"آنان"چه غمگنانه می گریی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 19:0  توسط فرخ | 

تو می رفتی

تو می رفتی و من كهپايه ها را می نورديدم

تو می رفتی و من آواز می دادم

جكن های بيابان را

* * *

غروبی بود

زمين بوی خشونت های باران داشت

و درناها به ساحل ها سرود كوچ می خواندند

تو در كهپايه ها آرام می رفتی

و در بالای چشم انداز مغرب محو می گشتی

تو می رفتی و من

تا مرز گمرنگ خزان آشنايی ، كوچ می كردم

تو می رفتی و من آرام می مردم

و در خود غرق می گشتم

تو می رفتی و من اقليم خيس گريه ها را ، ره سپر بودم

تو می رفتی و بی تو

در غروب اشك می مردم.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 18:19  توسط فرخ | 

برای عشق..

صدا نمی زنم تو را ...

تا نکند صدایم ، در یاد تو ناگاه بمیرد

و من

بی خبر از مرگ خویش!

 در تقلای رسیدن باشم ...

نام تو آن فریاد ناگفتنیست ... که شنیدم

مرا فریاد زد و ماند ...

مرا نیمه نیمه داشته باش تا ابد ، شاید برای عشق همیشگی باشم!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 11:36  توسط فرخ | 
 

هیچ چیز تلختر از تنها شدن نیست!

و کنار همین حرف ، به یاد بیاریم،

تنها نموندن ، به شرطی زیباست ...

که زیبایی را در دو احساس پیدا کنیم

و زیباتر بسازیمش...

نه اینکه خیال زیبا زندگی کردن را با

کسی بسازیم ،

که اگر اشتباه کنیم ...

شاید ما خیال عشقی را بسازیم و ... اون حقیقت یک هوس...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 10:52  توسط فرخ | 
 

خیلی وقت است كه با تو زندگی می كنم ..

یعنی ، چشم هایم را كه می بندم تو می آیی !

خب همین بس است برایم ! نه ؟!

یعنی تو

رویایت هم آنقدرعزیز و بزرگ است برایم

كه راضیم می كند !...

راضی كه نه ! ولی خب ، چاره چیست روح من ؟!...

 بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 10:13  توسط فرخ | 

آری زمستان زیباست

باران دل انگیز است.

وقتی از پشت پنجره اتاقی گرم

نظاره گرش باشی

باران از دید کودک فقر یعنی :

صدای چکه کردن سقف

و زمستان یعنی :

ناخنهای کبود شده از فرط سرما

                                گاهی هم به آنها بیاندیشیم...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 13:0  توسط فرخ | 

امشب کمی زیاد خندیده ام !!!

تصور خوشبختی

گاهی چه دردناک است !!!!

احساس می کنم کمی زیاد خندیده ام ...

حالا که چشم در آیینه گفت : های بی وفا ...

چه زود شب گریه ها را یادت رفت ...

دلم به حال حقیقتی که خفته ... سوخت ...

چشمم ... مرا ببخش ... امشب کمی زیاد خندیده ام !

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 12:45  توسط فرخ | 

بيا و شب هجران سحر كن ؛ گل نرگس

نگاه كن ؛ شقايق در گامهاي تو روئيده

و خورشيد در شفق نگاه تو مي ميرد

 
نگاه كن ؛
 
لحظه آمدنت را چگونه به انتظار نشسته ام
 
بيا و شب هجران سحر كن ؛ گل نرگس
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 11:55  توسط فرخ | 

عروسک دلتنگ !!

آنگاه که می نگری مرا،

در دو چشم خسته ات ،

ای عروسک دلتنگ

تصویر چشمان من ،

گریه را فریاد می زند!

آه ...

غمگین مباش !

من به یاد درد تو نیز خواهم گریست ...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 11:17  توسط فرخ | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 11:56  توسط فرخ | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 11:56  توسط فرخ | 

تو رفتی

 و اینها ماندند تا ابد

 یک بغض لعنتی

 یک آه

 و یک سؤال بی جواب! 

 هنوز گاهی دلت برایم تنگ میشود؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 12:17  توسط فرخ | 
رفتم به در خانه او دیشب مست

انگشت به در زدم ، گمان کردم هست

بگشاد در پنجره ، همسایه و گفت :

او رفته سفر ، سپس در پنجره بست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391ساعت 11:44  توسط فرخ | 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1391ساعت 21:24  توسط فرخ | 
شاید سالها بعد در گذر جاده ها
بی تفاوت از کنار هم بگذریم
و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود ...
 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 19:41  توسط فرخ | 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 19:19  توسط فرخ | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید.
امیدوارم لحظات شاد و خوشی را در وبلاگ من سپری کرده باشید.و با ارسال نظرات و پیشنهادات و انتقادات خود یاری رسان من باشید.
زندگی زیباست.
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله هایش در هر کران پیداست.
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

پیوندهای روزانه
بشنو از دل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند 1392
مرداد 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
مهر 1391
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
آرشیو موضوعی
نگرانم نشو ...
شعر
حرف های تنهایی
خانه ام اینجاست
صبوری
جدایی
شب تلخ وداع
خلوت نهان
سخنان بزرگان
دانستنيها
پیوندها
بشنو از دل ♥♥ (ghazal)
آرزوي من... ♥(sadaf)
دفتر دل♥♥
قلب آسموني ♥
رنگ عشق ...
رهي معيري
خانه دل ♥
دختر تنها
پادشاه اسكريپت
سایت تفریحی کاشمر پاتوق
آواز عشق
لحظه هاي تنهايي
عشق ساحل
كلبه اي براي تنهايي هايم
شب هاي تنهايي(negin)
بازيچه ي سرنوشت
تا انتهاي زمستان
شيشه اي
آغوش تو ... آرام من ♥
دنياي كوچك من
حرف دل ( نرگس )
مرجع آشپزي
عـاشقــانـه & عـارفــانـه(شادی)
جملات حکیمانه زیبا
درد و دل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 ********

تعبیر خواب آنلاین



 

کد آهنگ